یکشنبه یکم شهریور 1388
دومین دوره علمی-پژوهشی «دعوت» آغاز شد
صبح دیروز با حضور پروفسور مولانا دومین دوره علمی-پژوهشی دعوت کلید خورد. این دوره جستاری نظری در حوزه رشته ارتباطات است.
به گزارش شبکه ایران به نقل از وبلاگ اطلاعرسانی دعوت، صبح دیروز با حضور پروفسور مولانا دومین دوره علمی-پژوهشی دعوت کلید خورد.
پروفسور
سیدحمید مولانا(استاد برجسته علوم ارتباطات) در سخنانش با اشاره به
ریشههای پیدایش علم ارتباطات در ایران، از لزوم توافق و اجماع در معنای
ارتباطات سخن گفت که مشروح این صحبت در روزهای آینده در شبکه ایران منتشر
خواهد شد.
دوره علمی-پژوهشی دعوت، توسط «کانون ارتباطپژوهان جوان»
با همکاری «بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)»، «بنیاد فرهنگی
مولانا» و «دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانهها» برگزار شده است. این
دوره با عنوان نواندیشی در دانش ارتباطات، به جستاری در بنیانهای نظری
این رشته میپردازد. جمعی از استادان ارتباطات در حوزه و دانشگاه در این
دوره علمی و پژوهشی به ارائه بحث خواهند پرداخت.
درباره «دعوت»
محتوای این دوره مباحثی درباره «مبانی فرهنگ و ارتباطات» با رویکرد و تأکیدی اسلامی است و عنوان آن نیز با الهام از آیه 14 سوره رعد انتخاب شده است: «لَهُ دَعوَة الحَق». دعوت از مهمترین کلیدواژههای قرآنی در حوزه فرهنگ و ارتباطات است که تمام مبانی و متعلّقات آن در قرآن کریم بیان شده است. این مفهوم هم متضمّن ارتباطات بوده و در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار میگیرد و هم نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان میدهد.
افزایش ظرفیت دعوت
این
دوره در سال گذشته با ظرفیتی کمتر از امسال برگزار شده بود. اما امسال
وضعیت به گونه دیگری بود. در روزهای اخیر مهدی یوسفی دبیر دومین دوره
علمی-پژوهشی دعوت، از افزایش ظرفیت دوره به علت استقبال پیشبینینشده
دانشپژوهان خبر داد. یوسفی در این زمینه گفته بود: تقریبا دوبرابر تعداد
پیشبینیشده برای دوره ثبت نام کردند که ما ناچار به افزایش ظرفیت دوره
شدیم.
در واقع از آنجایی که ثبت نام در دوره دعوت به شکل حضوری و
اینترنتی انجام شده بود، تعدادی از متقاضیان که به صورت اینترنتی ثبت نام
کرده بودند، نتوانسته بودند در موعد مقرر فرآیند ثبت نام را به پایان
برسانند که با افزایش ظرفیت دوره، این مشکل هم حل شد. به این ترتیب در این
دوره تمامی ثبتنامکنندگان میتوانند در دوره-که البته از دیروز آغاز
شده است- حضور پیدا کنند.
ساختار کلی دومین دوره دعوت: نواندیشی در دانش ارتباطات
پس از برگزاری موفقیت آمیز نخستین دوره-که برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(علیهالسلام) برگزار شد- دوره دوم در سطح دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاههای تهران برگزار شده است. به این ترتیب شبکهای از دانشجویان و پژوهشگران دانش ارتباطاتِ علاقهمند به مباحث نظری به ویژه مطالعات اسلامی و بومی شکل خواهد گرفت. در این قسمت به طرح مباحثی در رابطه با ساختار کلی دوره دوم میپردازیم.
ساختار دوره
دوره
دوم دعوت به مدت یک هفته از 10 تا 16 مرداد ماه 1388 در دانشگاه امام صادق
(ع) برگزار شده است. در این دوره دو قالب کلی برای برنامهها در نطر گرفته
شده است. قالب نخست سخنرانیها و ارائهها است که این سخنرانیها در قالب
دو جلسه 100 دقیقهای از روز شنبه تا پنجشنبه، صبحها برگزار میشود. پس
از طرح مباحث سخنرانان نیز فرصتی برای پرسش و پاسخ فراهم خواهد شد.
«همانگونه
که از نام دوره برمیآید در دوره دوم و در قسمت سخنرانیها تلاش میشود تا
با بررسی بنیانهای نظری دانش ارتباطات، از منظری نو به این دانش نگاه
شود. هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون
فهم آنها نظریهپردازی در آن علم صورت نمیگیرد و این مشکل اساسی
ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در
برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اطلاعاتی و مباحث اینچنینی خلاصه
میشود، اما حوزههایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده
و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما نیز سازگارتر است. در این
دوره تلاش میشود تا به این نوع مباحث پرداخته شود». این مختصری از هدف
گروه برگزارکننده دعوت برای برگزاری این طرح است. حال آنکه چقدر این نظر
با واقعیت منطبق است و در واقع اینکه آیا الگوهای ارتباطی غرب یا حدّاقل
بخشی از آن به دین ما قرابتی دارد یا نه، مسألهای است که باید در فرصتی
دیگر آن را به قضاوت نشست.
از آنجا که بسیاری از گرههای آموزش و پژوهش
ارتباطات در ایران به مسائل مبانی برمیگردد، تلاش شده است تا علاوه بر
افراد برجسته و صاحبنظر در حوزه ارتباطات، از استادان و صاحبنظران سایر
حوزهها از جمله فلسفه و علوم اجتماعی و نیز علوم اسلامی که علاقمند به
مباحث حوزه ارتباطات بوده و در فعالیتهای پژوهشی خود به این حوزهها
نزدیک شدهاند نیز استفاده شود. موضوعاتی همچون "اسلام و ارتباطات"،
"فلسفه و نظریه ارتباطات"، " بررسی علوم ارتباطات در ایران"، "ارتباطات
سیاسی و دیپلماسی عمومی" و... از جمله موضوعات مطرح در سخنرانیهای این
دوره است.
آیتالله محمدتقی مصباحیزدی، حجةالإسلام سیدمهدی
میرباقری، پروفسور سیدحمید مولانا، دکترغلامحسن ابراهیمیدینانی،
دکترابراهیم فیاض، دکترسعید زیباکلام، دکترغلامرضا آذری، دکترفؤاد ایزدی و
دکتر حسن عباسی از سخنرانان دعوت88 هستند.
بخش دوم جلسات روزانه را میزگردهای «واکاوی مسائل روز ارتباطات در ایران» تشکیل میدهد. به جهت تنوع در طراحیها و جلب علایق و سلایق مختلف شرکتکنندگان و در جهت متعادل شدن ثقل نظری و عملی دوره، عصر هر روز مسائل و مشکلات واقعی در حوزه ارتباطات به بحث و بررسی کارشناسان و دانشجویان گذاشته خواهد شد. هر میزگرد متشکّل از یک کارشنان به عنوان مدیر بحث و سه ارائهدهنده خواهد بود که از جنبههای مختلف به موضوع بحث خواهند پرداخت. این جلسات به صورت چالشی و با مشارکت شرکتکنندگان برگزار خواهد شد.
برنامههای جنبی
مستندهای
تلویزیونی همواره برای دانشجویان و به ویژه دانشجویان رشته ارتباطات جذاب
است، مخصوصاً اگر در رابطه با اسلام و ایران باشد. در چند سال اخیر ایران
بسیار مورد توجه شبکههای خارجی بوده و مستندهای زیاد و جالبتوجهی در این
زمینه تولید شده است. روزهای دراز تابستان فرصتی برای دانشجویان فراهم
خواهد ساخت تا پس از فراغت از بحثهای نظری و مشارکت در میزگردهای داغ
روزانه، به تماشای جدیدترین مستندهای شبکههای غربی درباره اسلام و ایران
بنشینند. در این قسمت و به تناسب موضوع، از حضور کارشناسان برای نقد و
بررسی این مستندها نیز استفاده خواهد شد.
در پایان دوره و متناسب با
ایام مبارک نیمه شعبان نیز سفر زیارتی قم در نظر گرفته شده است. اردوی
علمی-تفریحیِ کوتاهمدت کاشان نیز به برنامههای دوره دعوت اضافه شده تا
مجموعهای کامل برای دانشجویان فراهم شود. همچنین شرکتکنندگان فعال دوره
از سوی نهادهای برگزارکننده گواهینامه شرکت در دوره را دریافت خواهند
نمود.
پایان مطلب/
• لینک ثابت •
یکشنبه چهاردهم تیر 1388
نواندیشی در دانش ارتباطات؛ جستاری در بنیان های نظری
اشاره
دومین دوره علمی- پژوهشی "دعوت" با عنوان " نواندیشی در دانش ارتباطات؛ جستاری در بنیانهای نظری" از ۱۰ تا ۱۶ مرداد ماه در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار خواهد گردید. این دوره برای دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاههای تهران طراحی گردیده است. برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به وبلاگ دوره به نشانی : http://davat2.blogfa.com/ مراجعه کنید. برای ثبت نام تا پنجشنبه ۱۸ تیر ماه فرصت دارید.
مقدمه
پس از برگزاري موفقيت آميز نخستين دوره - که براي دانشجويان رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق عليه السلام برگزار گرديد- دوره دوم در سطح دانشجويان رشته ارتباطات دانشگاههاي تهران برگزار خواهد گرديد. بدين ترتيب شبکه اي از دانشجويان و پژوهشگران دانش ارتباطات که علاقهمند به مباحث نظري بوده و به ويژه مطالعات اسلامي و بومي بوده شکل خواهد گرفت. در اين قسمت به طرح مباحثي در رابطه با ساختار کلي دوره دوم خواهيم پرداخت و اطلاعات تکيملي در رابطه با هر کدام از بخشها را در يادداشتهاي بعدي بخوانيد.
ساختار کلي دوره
دوره دوم به مدت يک هفته از 10 تا 16 مرداد ماه 1388 در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار خواهد گرديد. دو قالب کلي براي برنامهها در نطر گرفته شده است. قالب نخست سخنرانيها و ارائهها ميباشد. اين سخنرانيها در قالب دو جلسه 100 دقيقهاي از روز شنبه تا پنجشنبه، صبحها برگزار خواهد گرديد. پس از طرح مباحث سخنرانان محترم، فرصتي براي پرسش و پاسخ فراهم خواهد گرديد.
همانگونه که از نام دوره برميآيد در دوره دوم و در قسمت سخنرانيها در تلاش هستيم که با بررسي بنيانهاي نظري دانش ارتباطات، از منظري نو به اين دانش نگاه کنيم. هر حوزه دانشي مبتني بر يک سري مباحث و مفاهيم بنيادين است که بدون فهم آن ها نظريه پردازي در آن علم صورت نمي گيرد و اين مشکل اساسي ارتباطات در ايران است. در حالي که عمده مباحث ارتباطات در ايران تنها در برخي مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتي و مباحث اينچنيني خلاصه ميشود اما حوزههايي از ارتباطات وجود دارد که داراي اهميت بسياري بوده و علاوه بر اين با فرهنگ اسلامي و ايراني ما نيز سازگارتر است. در اين دوره تلاش داريم به اين نوع از مباحث بپردازيم.
از آنجا که بسياري از گرههاي آموزش و پژوهش ارتباطات در ايران به مسائل مباني برميگردد، تلاش گرديده است تا علاوه بر افراد برجسته و صاحبنظر در حوزه ارتباطات، از اساتيد و صاحبنظران ساير حوزهها از جمله فلسفه و علوم اجتماعي و نيز علوم اسلامي که علاقمند به مباحث حوزه ارتباطات بوده و در فعاليتهاي پژوهشي خود به اين حوزهها نزديک شدهاند نيز استفاده گردد. موضوعاتي همچون "اسلام و ارتباطات"، "فلسفه و نظريه ارتباطات"، " بررسي علوم ارتباطات در ايران"، "ارتباطات سياسي و ديپلماسي عمومي" و ... از جمله موضوعات مطرح در سخنرانيهاي ميباشد. (عناوين سخنرانيها و سخنرانان را در يادداشتهاي بعدي وبلاگ بخوانيد)
سخنرانان دوره دوم عبارتند از:
1- آيت الله محمد تقي مصباح يزدي
2- حجه الاسلام سيد مهدي ميرباقري
3- پروفسور سيد حميد مولانا
4- دکتر غلامحسن ابراهيمي ديناني
5- دکتر ايراهيم فياض
6- دکتر سعيد زيباکلام
7- دکتر غلامرضا آذري
8- دکتر فؤاد ايزدي
9- دکتر حسن عباسي
بخش دوم جلسات روزانه را ميزگردهاي "واکاوي مسائل روز ارتباطات در ايران" تشکيل ميدهد. به جهت تنوع در طراحيها و جلب علايق و سلايق مختلف شرکتکنندگان و در جهت متعادل شدن ثقل نظري و عملي دوره، عصر هر روز مسائل و مشکلات واقعي در حوزه ارتباطات به بحث و بررسي کارشناسان و دانشجويان گذاشته خواهد شد. هر ميزگرد متشکل از يک کارشنان به عنوان مدير بحث و سه ارائه دهنده خواهد بود که از جنبههاي مختلف به موضوع بحث خواهند پرداخت. اين جلسات به صورت چالشي و با مشارکت شرکتکنندگان برگزار خواهد گرديد. (اطلاعات دقيقتر در اين زمينه را در يادداشتها بعدي وبلاگ بخوانيد)
برنامههاي جنبي
مستندهاي تلويزيوني همواره براي دانشجويان و به ويژه دانشجويان رشته ارتباطات جذاب ميباشد مخصوصاً اگر در رابطه با اسلام و ايران باشد. در چند سال اخير، ايران بسيار مورد توجه شبکههاي خارجي بوده است و مستندهاي زياد و جالبتوجهي در اين زمينه توليد شده است. روزهاي دراز تابستان فرصتي براي دانشجويان فراهم خواهد ساخت تا پس از فراغت از بحثهاي نظري و مشارکت در ميزگردهاي داغ روزانه، به تماشاي جديدترين مستندهاي شبکههاي غربي درباره اسلام و ايران بنشينند. در اين قسمت و به تناسب از حضور کارشناسان محترم براي نقد و بررسي اين مستندها نيز استفاده خواهد شد. (اطلاعات دقيقتر در رابطه با عناوين مستندها ار در يادداشتهاي بعدي وبلاگ بخوانيد)
در پايان دوره و متناسب با ايام مبارک نيمه شعبان، سفر زيارتي قم در نظر گرفته شده است. اردوي علمي- تفريحي کوتاه مدت کاشان نيز به برنامههاي دوره دعوت اضافه خواهد شد تا مجموعهاي کامل براي دانشجويان فراهم گردد. لازم به ذکر است به شرکتکنندگان فعال دوره، از سوي نهادهاي برگزار کننده گواهينامهي شرکت در دوره اعطا خواهد شد.
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
طرح اولیه پایان نامه: به سوی نظریه پردازی اسلامی ارتباطات
اشاره
در این یادداشت، طرح اولیه پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در اختیار تمام خوانندگان عزیز قرار می دهم. امیدوارم همچون یادداشت های قبلی با نظرات خوب و سازنده خود مرا در این تحقیق بنیادین و بسیار مهم یاری کنید. البته تأکید می کنم که این فقط یک طرح اولیه است و چارچوب نظری پایان نامه در حال تکوین می باشد.
پروفسور سيد حميد مولانا
دکتر ابراهيم فياض
نظريهپردازي ارتباطات در معناي عام کلمه يکي از حوزههاي بسيار مهم و تعيينکننده و در عين حال مغفول در ايران است. هر چند پيچيدگي موضوع و سختيهاي دسترسي به منابع، پژوهيدن در اين حوزه را با دشواريهايي همراه ساخته است، اما ضرورت توليد دانش بومي در اين حوزه باعث گرديده است تا بگوييم هيچ جايگزيني براي پژوهيدن در نظريهپردازي ارتباطات وجود ندارد.
به مدد چرخش پارادايمي در رشتهي ارتباطات - که برخي از آن به عنوان "چرخش چندفرهنگي" (Multicultural Turn) در رشته ياد ميکنند- تحقيقات گستردهاي در تبيين اروپايي-آمريکاييمحورِبودن(Euro-U.S.-centered) نظريهي ارتباطات و ارائهي ديدگاههاي جديد بر مبناي چارچوبهاي فرانظري (Metatheoretical Frameworks) متفاوت انجام گرفته و ميگيرد. (از آن جمله ميتوان به انديشههاي مولانا ، ميايک، ديسانيک، کينيسايد و ... اشاره کرد)
در اين ميان، براي ما دانشگاهيان مسلمان حوزهي ارتباطات، توجه به قرآن کريم و سنت در سطحي بنيادين، و نيز ميراث انديشهي اسلامي داراي اهميتي بنيادين است. از اين رو در اين پاياننامه با تمرکز بر آراي دو تن از فيلسوفان و انديشمندان معاصر شيعي، علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما)- که بررسي آثار آنها نشان از ظرفيت بسيار بالاي انديشههاي اين دو بزرگوار در سهيمشدن در نظريهي ارتباطات دارد- گامي در راستاي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات برداشته خواهد شد.
قالب کلي پاياننامه
پس از بررسي جوانب مختلف موضوع و نيز بررسي تجربيات ساير سنتهاي غيرغربي، در دو بخش به طرح اين موضوع خواهيم پرداخت.
در بخش نخست، با در نظر گرفتن اين نکته که برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات عمدتاً در سطح فلسفه و فرانظريه اتفاق ميافتد – همانگونه که مولانا، کريگ و کينيسايد نيز به اين امر اشاره ميکنند- به تبيين ابعاد مختلف فلسفه و فرانظريه در نظريهپردازي ارتباطات خواهيم پرداخت. در اين قسمت، با تمرکز بر انديشههاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) تلاش خواهد گرديد تا منظري اسلامي در سطح فرانظريهي ارتباطات تبيين گردد.
در بخش دوم، اين نکته مد نظر قرار ميگيرد که مفاهيم قلب نظريهها ميباشند. اگر مفاهيم اسلامي متمايز و متفاوتي وجود نداشته باشد (که وجود دارد) بنابراين صحبت از نظريهپردازي اسلامي ارتباطات نيز بيمعني خواهد شد. نظريههاي منبعث از مفاهيم بنيادين مطرح شده توسط انديشمندان اسلامي ميتواند مبنايي براي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات فراهم آورد. پس از بررسي آثار و انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) دو مفهوم بنيادين "ولايت" (مطرح شده توسط علامه طباطبايي) و "حيات معقول" (مطرح شده توسط علامه جعفري) انتخاب گرديد. در بخش دوم پاياننامه، تلويحات ارتباطي (Communicative Implications) اين دو مفهوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
سؤالات اساسي:
برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات در چه سطحي و به چه نحو ميباشد؟
با تمرکز بر آراي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري، چه رهيافت اسلامي به فرانظريهي ارتباطات قابل ارائه است؟
با اتخاذ کدام مبناي روششناختي ميتوان به بازخواني ميراث انديشهي اسلامي در حوزهي ارتباطات پرداخت؟
چه تلويحات ارتباطي از انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري قابل استنباط است؟
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
مهندس بنیانیان و بنیانهای نظام فرهنگی کشور
اشاره
کلاس "سازمانهای فرهنگی و ارتباطی" که توسط دکتر همایون مدیریت میشود یکی از کلاسهای بسیار مفید این ترم ما در دانشگاه امام صادق (ع) میباشد که در آن با حضور برخی از مسئولین سازمانهای مذکور به بررسی وضعیت آنها میپردازیم. صحبتها و حاشیههای مطرح شده در این کلاس از واقعیتهای جالب و تأمل برانگیزی در نظام فرهنگی و ارتباطی ایران حکایت دارد. بیشک یکی از علایق جدی بنده در این وبلاگ حوزه سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات است. با بحث و گفتگویی که با سایر دانشجویان کلاس داشتم در این نوشتار کوتاه به بررسی نخستین نشست این کلاس خواهم پرداخت. روشن است تأملاتی که مطرح میگردد نه از جنبهی خبری و ژورنالیستی و بلکه از جنبهی علمی و سیاستگذاری مد نظر است.
سهشنبه، 18 فروردین، مهندس بنیانیان، رئیس حوزهی هنری تهران (یکی از غولهای فرهنگی و ارتباطی ایران) مهمان کلاس گرم بچههای 83 بود. شاید ملاحضاتی چند لازم بود که بیمقدمه برویم سراغ حاشیهها. حاشیههایی که بیشک مهمتر از خود متن بود. تقریباً 100 دقیقه صحبت کرد؛ اول صحبتهایش گفت به عنوان کسی که 30 سال در جمهوری اسلامی مدیریت کرده و تجربیات درست و اشتباه زیادی دارد صحبت می کند و گفت که ضرورت دارد تجربیات مدیران فرهنگی نظام ثبت شود تا همه از صفر شروع نکنند.
بعد یک سری صبحتهای نظری انجام داد و گفت من یک ایدهای داشتم که وقتی اول مسئولیتم رفتم خدمت آقا همان را مطرح کردم و به ایشان گفتم که ما باید روی تربیت نسل جدید هنرمندان سرمایهگذاری کنیم و به تعبیری باید روی حوزهی "کاشت" و "داشت" متمرکز شویم و تا مدتی "برداشت" را به سایرین محول کنیم. ضرورت توجه به ملاحظات جذب نیرو – به خصوص در مورد نیروهای هنرمند- بود و یکی دو تا خاطره شیرین در این زمینه نیز چاشنی بحث وی گردید تا برویم سراغ پرسش و پاسخ.



طبعاً مسائل بسیاری بود که بچهها را قلقلک میداد تا به بحث و گفتگو بپردازند. اظهارات وی در مورد ایدهی سرمایهگذاری روی نسل جدید هنرمندان بود که دستمایهی سؤال اول گردید. یکی از بچهها گفت شما ایدهی سرمایهگذاری روی نسل جدید هنرمندان را به خودتان منتسب کردید در حالی که تا آنجا که من از صحبتهای رهبری به یاد میآورم ایشان در دههی هفتاد بارها و بارها این مسأله را در دیدار مسئولین وزارت ارشاد و حوزهی هنری مطرح کرده بودند.
پاسخ بنیانیان نیز در نوع خود جالب توجه بود. او اینگونه پاسخ داد: بله خوب! من هم اصفهانی هستم ! اول صحبت های آقا را خواندم و با خیلیها مشورت کردم و بعد خدمت ایشان رسیدم! از قضا کاشف برآمد که سؤال کننده نیز اصفهانیالاصل بوده است!
ابهام دومی هم که مطرح شد در مورد برخورد حذفی حوزه هنری با دست اندرکاران مجله "سوره" و تیم انتشارات "سوره مهر" و تعارض آن با رویکرد جذب نیروی مهندس بنیانیان بود. به خصوص که هر دو مورد (تیم مجله سوره و تیم انتشارات سوره مهر) به علت سیرهی مدیریتی حاکم بر حوزه، مجبور به ترک آنجا شده بودند.
بنیانیان هم در ابتدا به مقالهی نقد صدا و سیما در شمارهی آخر دورهی قبل ماهنامه سوره اشاره کرد و گفت تیتر آن مقاله این بود " خانه از پایبست ویران است..." به نظر شما این تیتر در مورد صدا و سیما به چه کسی بر میگردد؟! بچه ها هم گفتند این تیتر اصلا به آن کسی که شما منظورتان است بر نمی گردد!
شاید رئیس حوزه هنری گمان می کرد چون در دانشگاه امام صادق(ع) صحبت می کند با این سوال رگ غیرت بچه ها بیرون میزند اما وقتی واکنش بچه ها را دید صادقانه اصل ماجرا را بیان کرد و گفت به علت مراوداتی که حوزه هنری با سازمان صدا و سیما دارد نقدهای اینچنینی برای حوزه مشکل ساز میشود و برای مثال به جشنواره رویش اشاره کرد و گفت وقتی از سازمان می خواهیم فیلم های کوتاه این جشنواره را پخش کند مدیر سازمان مجله سوره را جلوی من میگذارد و من شرمنده می شوم.
در ادامه هم گفت که نمیشود هر نقدی را در مجله ای که متعلق به حوزه هنری که زیرمجموعه رهبری نظام است بیان کرد و این تفکر باعث شده یکی از مدیران حوزه هنری به من بگوید خداوکیلی دیگر از این تیپ آدم ها جذب نکنید و به دنبال آدم های میانه رو باشید! و بعد هم ادامه داد که به علت ادامهی این روند در مجله سوره مجبور شدیم آن تیم را حذف کنیم. دست آخر هم به ماجراهای بعد از تعطیلی سوره اشاره کرد و گفت بعد از این ماجرا یک بی تقوایی هایی آنها انجام دادند و یک بی تقوایی هایی هم ما انجام دادیم که هنوز داریم تاوان آن را پس می دهیم.
این هم ماجرای نخستین سخنرانی کلاس ما بود. دوباره تأکید میکنم که آنچه که در این نوشتار محل توجه بنده است ملاحضات سیاستگذارانه است. همانطور که میبینیم چگونه محدودیتهای درونی و بیرونی حاکم بر سازمان و روابط متقابل آن با سازمانهای دیگر چارچوبهایی برای تصمیمسازی و سیاستگذاری آن فراهم میآورد. تصمیمها و سیاستهایی که بعضاً هزینههای بسیاری در پی دارد. خداوند به همهی ما تقوا عنایت کند.
• لینک ثابت •
یکشنبه بیستم بهمن 1387
ورودي فلسفه ارتباطات؛ گامهاي شروع در فلسفه ارتباطات
به حمدلله فرصتی حاصل شد که بتوانم برخی از یاددشات های سابقم را به اضافه برخی دیگر که تاکنون در وبلاگ منتشر نکرده بودم منظم کنم و تحت یک مقاله علمی با عنوان "ورودي فلسفه ارتباطات؛ گامهاي شروع در فلسفه ارتباطات" در آورم. متن کامل این مقاله نیز آماده است و به زودی منتشر می شود. در این قسمت علاقمندان حوزهخ دانشی فلسفه ارتباطات می توانند چکیده مقاله حاضر را که جزو معدود یادداشت هایی (فارسی و انگلیسی) است که به تبیین چارچوب های این حوزه دانشی نوپا پرداخته است مطالعه کنند. (البته این امری است که باید بعد از یک جستجوی مفصل در مورد صحت آن قضاوت کنید. در هر حال مانند همیشه منتظر نظرات و انتقاداتتان هستم.
چکیده
در اين نوشتار در ابتدا با تعريف "فلسفه ارتباطات" به عنوان حوزه اي از دانش گستردهي ارتباطات که به مطالعهي عقلاني ارتباطات بما هو ارتباطات ميپردازد، به بررسي موضوع تعريف ارتباطات به عنوان يکي از مهمترين مسائل فلسفه ارتباطات پرداخته ميشود. در ادامه با معرفي اصل ابزارانگاري تعريف، کليات مدلي منطقي- فلسفي معرفي ميگردد. با اتکا به اين تحليل از تعريف ارتباطات، چارچوب نظري "فلسفه مضاف" مطرح شده و فلسفه ارتباطات به دو بخش "ارتباطات به عنوان يک امر" (فلسفه ارتباطات بسيط) و "ارتباطات به عنوان يک رشته دانشگاهي" (فلسفه ارتباطات مرکب) تقسيم ميگردد. پس از طرح کلياتي در رابطه با اين دو بخش، دو رهيافت "شروع از فلسفه" و "شروع از ارتباطات" براي رسيدن به فلسفه ارتباطات معرفي ميشود. در نهايت نيز برخي مراکز فعال در سطح جهاني در حوزه فلسفه ارتباطات معرفي گرديده و به برخي منابع مطرح در اين زمينه اشاره ميگردد.
کلمات کليدي:
فلسفه ارتباطات (Philosophy of Communication)، تعريف ارتباطات (Definition of Communication)، روششناسي تعريف (Methodology of Definition)
نکته: با توجه به این که متن کامل مقاله مدتی بعد منتشر می شود، دوستانی که مایل به مطالعه متن کامل مقاله پیش از انتشار و اظهار نظر هستند لطفاْ ایمیل خود را برای بنده بفرستند تا متن کامل مقاله در اولین فرصت برایشان ارسال گردد
پنجشنبه سوم بهمن 1387
ارتباطات به عنوان يك رشته در سطح جهاني
اشاره
در يادداشتهاي قبلي پيرامون مقالهي "Communication As a Field and Discipline" اثر ربرت تي كريگ كه در دائرهالمعارف بينالمللي ارتباطات منتشر شده است مباحثي را مطرح ساختيم. پس از انتشار شمارهي جديد نشريهي دعوت، در اين يادداشت متن كامل ترجمهي مقالهي فوقالذكر در اختيار تمام علاقمندان قرار ميگيرد. در اين مقاله پس از بررسي تاريخچهي شكلگيري رشتهي ارتباطات وضعيت آموزش و پژوهش ارتباطات در نقاط مختلف جهان از جمله آمريكا، اروپا و روسيه، آفريقا و خاورميانه، و آسيا و اقيانوسيه بررسي گرديده است. در انتها نيز دو انجمن برجستهي ارتباطات جهان (ICAو IAMCR) به طور تطبیقی مورد بررسی واقع شده اند.
فايل PDF این ترجمه را از اينجا دانلود کنید.
در این مقاله آمده است:
رشتهي ارتباطات به لحاظ روشها، نظريهها، و موضوعات مطالعه بسيار چندگون است. اما با اين همه چه چيزي به اين رشته هويتي مستقل و مجزا ميدهد؟ چه چيزي اين همه حوزههاي موضوعي و رويكردهاي به ظاهر متفاوت را ذيل يك رشتهي واحد قرار ميدهد؟ احتمالاً همانطور كه عنوان مطرحشده در دائرهالمعارف نشان ميدهد، وجه مشترك تأكيدات بر عنوان "ارتباطات" است. اما ماهيت اين تأكيد مشترك چيست؟ آيا ارتباطات صرفاً يك موضوع صوري است كه به شكلي بيربط مجموعهاي از رشتهها و تخصصهاي غيرمرتبط ديگر را به هم مرتبط ميكند؟ آيا ارتباطات حقيقتاً يك رشتهي ميانرشتهاي است با اين بيان كه پيشرفت در دانش تنها از طريق همكاري و همافزايي نزديك ميان چندين رشتهي مجزا كه رشتهي ارتباطات را شكل ميدهند ممكن است؟ آيا رشتهي ارتباطات (با در نظرگرفتن چندگانگي مشهود در آن) حقيقتاً في نفسه موضوع يك حوزهي فكري جدا مي باشد يا حداقل قابليت اين امر را دارد. آيا ممكن است هر كدام از اين بيانها درباره رشتهي ارتباطات تحت شرايط خاصي درست باشد؟
موضوعي كه در اين مقاله پيش رو داريم، شامل مباحثي دربارهي پيشينهي رشته، سازمانها و مباحث تخصصي، و وضعيت فعلي تحقيق و آموزش ارتباطات در مناطق مختلف جهان ميباشد. از آنجا كه پرسش از انسجام رشتهاي ارتباطات داراي اهميت بسياري است، ابعاد نهادي و تخصصي رشتهي ارتباطات نيز به صورت خلاصه به مسائلي چون نظريه و روششناسي نزديك است.
به متن كامل ترجمه در فايل PDF توجه فرماييد
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387
ارتباطات هنوز يک رشته نيست!
داشتم مقالهاي بسيار زيبا از رابرت کريگ (Robert T. Craig) (كريگ را كه از ياد نبردهايد، همان كه با او گفتگوي تلفني داشتهام)با عنوان "نظريه ارتباطات به عنوان يک رشته" (Communication Theory as a Field) را ميخواندم. اين مقاله را به صورت متن کامل با ايميل از ايشان خواستم و ايشان برايم فرستادند. الحق کار کامل و جامعي انجام دادهاند. در اين مقاله ارتباطات از منظر 7 مکتب مختلف مورد بررسي قرار گرفته است. ان شا الله تلاش دارم کمي که سرم خلوت شد اين مقاله 47 صفحهاي را ترجمه کنم.
اما فعلاً نکتهاي جالب از اين مقاله. کريگ معتقد است که رشتهاي به نام نظريه ارتباطات يا مسامحتاً ارتباطات هنوز شکل نگرفته است اما مي تواند شکل بگيرد و بايد شکل بگيرد. او با استناد به کتاب اندرسون با عنوان "نظريه ارتباطات: مباني معرفتشناسي" ((Communication theory: Epistemological foundations (که هر چي گشتم نتونستم اين کتاب رو پيدا کنم. شايد به نظر ما ايرانيها و جامعه ارتباطات ايران لازم نيست از اين کتاب ها بخوانيم. ما همون کتابهاي دست چندم ارتباطات را بخوانيم برمون بسه. اين کتاب براي اونهايي لازم هست که ميخواهند علم توليد کنند. ايکاش ما حداقل ارتباطات را به معناي غربي کلمه خوب فهميد بوديم. اسلامي- ايراني! پيشکش. شايد اين مفاهيم را هرگز به کار نبريم خيلي بهتر باشد.) ميگويد که اندرسون پس از تحليل متن 7 کتاب اصلي در حوزه نظريه ارتباطات، 249 نظريه متمايز را مشخص ميسازد که از ميان آنها 195 مورد تنها در يکي از اين 7 کتاب مطرح گرديده است. يعني فقط 22 درصد از اين نظريهها در بيش از يکي از اين کتابها و فقط 18 تا از اين 249 نظريهها يعني تنها 8 درصد در بيش از سه مورد از اين کتابها تکرار شده است
اگر نظريهارتباطات واعاً يک رشته بود پيشبيني مي شد حداقل نصف اين کتابهاي اصلي بر چيزي بيش از 7 درصد توافق نظر داشته باشند.
خوب پس ما حواسمون رو جمع کنيم. هنوز ارتباطات انسجام لازم را پيدا نکرده است. اين ميتواند امتياز مهمي براي طرح مباحث جديد باشدو فرصت خوبي است. البته با اين رويکردي که ما در ايران داريم اين امر بيشتر يک تهديد است.
بگذريم. چکيده مقاله کریگ را در زير بخوانيد و منتظر ترجمه اين مقاله باشيد. البته با اين استقبال گرمي که از اين جنس مباحث ميگردد! طبعاً من انگيزههاي بسيار زيادي براي ترجمه اين مقاله دارم!!!!! چارهاي نيست ما بايد وظيفه خودمان را انجام دهيم.
This essay reconstructs communication theory as a dialogical-dialectical field according to two principles: the constitutive model of communication as a metamodel and theory as metadiscursive practice. The essay argues that all communication theories are mutually relevan when addressed to a practical lifeworld in which “communication” is already a richly meaningful term. Each tradition of communication theory derives from and appeals rhetorically to certain commonplace beliefs about communication while challenging other beliefs. The complementarities and tensions among traditions generate a theoretical metadiscourse that intersects with and potentially informs the ongoing practical metadiscourse in society. In a tentative scheme of the field, rhetorical, semiotic, phenomenological, cybernetic, sociopsychological, sociocultural, and critical traditions of communication theory are distinguished by characteristic ways of defining communication and problems of communication, metadiscursive vocabularies, and metadiscursive commonplaces that they appeal to and challenge. Topoi for argumentation across traditions are suggested and implications for theoretical work and disciplinary practice in the field are considered.
لازم به ذكر است كه چارچوب نظري ارائه شده در اين مقاله كه در سال 1999 منتشر گرديده است در كتابهاي معروف و پيشرو نظريه ارتباطات از جمله كتاب معروف گريفين با عنوان “A first look at communication theory” كه دكتر آذري در حال ترجمه آن است، پذيرفته شده است.
همچنين كريگ اين مقاله خود را مبناي كتاب جديد خود با عنوان "Theorizing Communication" قرار داده است و در آنجا تلاش كرده است كه خوانشها و متوني از بزرگان هر يك از اين سنتها ارائه دهد.
مفهوم سنت در نگاه كريگ اشاره به شيوههاي استقرار يافته و روشنفكرانه تفكر و صحبت در مورد يك موضوع علمي خاص دارد.
پنجشنبه یازدهم مهر 1387
پديده مولاناستيزي فرانو (آشنا رودرروي مولانا)
اين بار نيز ماجراي حسامالدين و مولانا را روايت ميكنم."حسامالدين در دوره جواني شيفته مولانا شد و در جلسات وي حاضر ميشده و تقريرات وي را مضبوط ميداشت. او تا پايان عمر ارادت خود را به مولانا كامل داشت"[1]. اين خاطرهاي است كه عامه از ماجراي حسامالدين و مولانا در ذهن دارند اما دو صد حيف كه شوريدن اخير حسامالديني ديگر بر مولانايي ديگر خاطره شيرين حساماليدن چلبي و مولاني رومي را اينگونه خراب كرد.
ماجرا از كجا آغاز شد؟
29 مرداد 87 به يكباره تلويزيون جمهوري اسلامي ايران اعلام ميكند كه حميد مولانا-فردي كه براي سياسيها و دانشگاهيها ايران شخصيتي كاملاً شناخته شده بود- مشاور احمدينژاد شده است. در حالي كه بنا به گزارش سايتهاي خارجي[2] اين محافظهكاران (Conservatives) ايران هستند – روزنامه كيهان به عنوان نماد محافظهكاري در ايران و يكي از رسانههاي اصلي محافظهكاران ايران شناخته ميشود[3]- كه به اين انتصاب متعرض هستند اما واقعيت چيز ديگري است. نخستين واكنش را سايت تابناك – بازتاب سابق- انجام ميدهد و در يادداشتي از انتصاب يك تحصيلكرده آمريكا (US educated scholar) و شهروند امريكا (US Citizen) به سمت مشاورت احمدينژاد تعجب ميكند.[4] ساير رسانههاي منتسب به جريان اصلاحطلب يا دوم خرداد با اشاره مختصري به اين مسأله از كنار آن ميگذرند. رويه سياسي سايت تابناك و ساير يادداشتها و مقالات جهتدار آن در مخالفت با دولت نيز براي اهل سياست امري روشن است. [5]سياسيون نيز واكنش تابناك را در همين چارچوب تفسير كردند و در همين اندازه به آن اهميت دادند.[6]
نكته جالب توجه در اين زمينه عدم واكنش رسانه هاي منتسب به اصولگرايان بود. اگر روايت رسانههاي معترض را جدي بگيريم ميبايست اين كيهان، رجانيوز، بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)، علي مطهري و... باشند كه به خاطر اين انتصاب متعرض رئيس جمهور شوند.
فضاي سياسي زمان اين انتساب نيز بسيار مناسب چنين واكنشي بود. روزنامه كيهان به دنبال ماجراي كرسنت سخت با وزير احمدينژاد درگير بود[7]، نمايندگان از عدم واكنش احمدي نژاد به درخواست هايشان پيرامون مشايي ناراحت بوده[8] بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع) نيز چندي پيش انتقادات تندي را متوجه دولت ساخته بود [9] .......
رسانه هاي مختلف با توجه يه ميزان ارزش خبري اين خبر و رويه سياسي خود به اين انتصاب واكنش نشان داده بودند و ماجرا رو به اتمام بود كه دكتر/حجهالاسلام آشنا- معاونت پژوهشي سابق دانشگاه امام صادق (ع) و مدير گروه فرهنگ و ارتباطات دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) - با يادداشتهاي خود در فضاي سايبر شوري ديگر به پا كرد و رسانه هاي مختلف را به كنش و واكنش واداشت.[10]
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
برگزاری نخستین دوره علمی- پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات
پنجم تا دهم مرداد ماه امسال فرصت درخشانی برای ما بود تا نخستین دوره علمی، پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات را برگزار کنیم. این دوره از جهات مختلف با اهمیت می باشد. سخنرانی های ارائه شده در این همایش در حال پیاده سازی و ویرایش می باشد و به زودی در قالبی مناسب ارائه خواهد. منتظر گزارش تفصیلی دعوت باشید و فعلاً بخوانید مصاحبه زیر با بنده در مورد دعوت را که فعلاً منتشر شده است:
1- طرح دعوت ابتکارِ که بود؟ و چه کسی یا کسانی آن را برگزار کردند؟
پیشینه برگزاری هفته دعوت به 4 سال پیش برمی گردد. یعنی زمانی که ما (دانشجویان ورودی 83) وارد دانشگاه امام صادق و رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات شدیم. گروهی از دانشجویان با علایق مختلف و از فرهنگ ها و شهرهای مختلف. اما بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی متوجه دغدغه هایی مشترک شدیم که می توانستیم آن ها را در رشته فرهنگ و ارتباطات پیگیری کنیم. همین دغدغه ها باعث می گردید که جلسات بسیار زیادی داشته باشیم و درباره اقداماتی که می توانیم در راستای اهدافمان انجام دهیم بسیار صحبت و همکری داشته باشیم.
اختلاف نظرها بینمان بسیار بود اما در اهداف کاملاً مشترک بودیم. علاوه بر اشتراک در هدف در فعالیت بسیار زیاد نیز مشترک بودیم و جمع مذکور علاوه بر این که به لحاظ علمی و پژوهشی بسیار پرکار بودند در سایر نهادهای دانشگاه از جمله بسیج و دفتر اعزام مبلغ و همچنین برخی نهادهای بیرون دانشگاه فعال بودند. مهمترین نقطه ضعف جمع مذکور در عدم شکل دهی کارهای تیمی و گروهی بود.
بالاخره دوست عزیزم آقای محسن بدره و اینجانب توانستیم در سال تحصیلی گذشته نوعی همکاری علمی را شکل دهیم و در مورد برخی حوزه های بنیادین فرهنگ و ارتباطات به پژوهش و تأمل و تفکر بپردازیم. البته منظرها و رویکردهای ما متفاوت بود منتها در موضوعات و اهمیت آن ها کاملاً اشتراک نظر وجود داشت. این فرایند علمی همراه بود با برقراری ارتباط و گفتگو با اساتید ارتباطات در داخل و خارج از ایران که این قسمت بیشتر بر عهده بنده بود. سلسله تلاش های علمی صورت گرفته دستاوردهای درخشانی داشت به گونه ای که ما هم در حوزه های پژوهشی دستاوردهای خوبی داشتیم و هم توانستیم به جمع بندی نسبتاً جامعی از فضای علمی حاکم بر جامعه ارتباطات ایران برسیم. البته در این مسیر سایر دوستان نیز کمک و همکاری داشته اند.
عوامل دیگری نیز وجود داشت که ما را در برگزاری این دوره علمی و پژوهشی مصمم کرد. از جمله ارتباط های علمی گسترده ای بود که با دانشجویان ورودی های بعدی داشتیم. در این زمینه هر دو رویکرد فعالانه و انفعالی را داشتیم. یعنی هم مراجعه از سوی خود دانشجویان را داشتیم و هم ما بنا به اهداف و دغدغه هایی که داشتیم سراغ این دانشجویان می رفتیم و با آن ها گفتگو و صحبت داشتیم. این امر ما را ترغیب می کرد که با طراحی برنامه ای بتوانیم اولاً در فضایی آرام و به دور از دغدغه های ترم های تحصیلی و ثانیاً به صوری منسجم و با حضور همه دانشجویان بتوانیم در مورد فعالیت های علمی خود در حوزه فرهنگ و ارتباطات همفکری و گفتگو نماییم.
تا این که در یکی از این جلساتی که در واپسین روزهای سال تحصیلی و در حالی که سایر دانشجویان مشغول مطالعه برای امتحان بودند، پیشنهادی مطرح گردید که منجر به برگزاری هفته دعوت شد. در آن جلسه مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی دانشگاه نیز حضور داشت و با طرح برنامه های بسیج برای سال آینده که موضوع تولید علم و بومی سازی دانش جزو اولویت های آن بود از ما درخواست کرد تا برای تابستان امسال نیز برنامه ای بریزیم.
در نهایت پس از طرح پیشنهادهای مختلف و بررسی و ارزیابی آن ها در مورد کلیات برگزاری دوره ای علمی و پژوهشی در تابسان امسال و برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به توافق رسیدیم و بسیج دانشجویی حمایت کامل خود را از طرح اولیه ما اعلام کرد.
زمان بسیار کمی در اختیار ما بود و مشکلات و محدودیت ها بسیار زیاد بود. بنا به دلایلی و علیرغم پیگیری های ما حمایت و کمک اساتید دانشکده همراه ما نشد اما ما بسیار مصمم بودیم که حتی اگر با هزینه شخصی خودمان باشد این دوره را برگزار کنیم. از آنجا که در طول سال گذشته به مبانی و چارچوب های نسبتاً محکمی دست یافته بودیم به لحاظ مبانی نظری و چارچوب های طرح دستمان کاملاً پر بود. بنابراین توانستیم با نوشتن یک طرح پژوهشی مفصل و دقیق حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه را نیز کسب کنیم.
بنابراین آقای محسن بدره و اینجانب با حمایت بسیج دانشجویی و معاونت پژوهشی دانشگاه تمام توان خود را برای اجرای هر چه بهتر این طرح به کار گرفتیم. حمایت و همفکری دوست عزیزمان آقای مجتبی احمدی که دبیر انجمن علمی نیز بود در این زمینه بسیار موثر بود. البته سایر هم رشته ای ها و بچه های بسیج به خصوص آقای محسنی باغ سنگانی که مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج بود بسیار کمک و همکاری داشت. سایر کارها و به خصوص امور مربوط به برگزاری دوره تماماً توسط خود دانشجویان انجام گرفت از کارهای تدارکات گرفته فیلم برداری و پیاده سازی سخنرانی ها و تا برنامه ریزی ها و هماهنگی حضور اساتید و از این لحاظ هفته دعوت در نوع خود بی نظیر است و می تواند الگوی خوبی برای سایر دانشجویان و سایر رشته ها باشد.
2- دعوت به چه معناست و چرا «هفتۀ دعوت»؟
محتوای این دوره مباحثی درباره "مبانی فرهنگ و ارتباطات" با رویکرد و تأکیدی اسلامی بود. برای برگزاری این دوره دنبال اسم مناسبی بودیم. چند تا اسم مطرح گردید که دارای ویژگی هایی چون کوتاه بودن، زیبا بودن و حاکویت از محتوای دوره نبود. در نهایت تصمیم گرفتیم تفألی به قرآن بزنیم. نتیجه برایمان عجیب بود. آیه 14 سوره رعد : "له دعوۀ الحق". خوب مفهوم دعوت برایمان کاملاً آشنا بود. نشریه دانشجویی ما با عنوان "دعوت" منتشر می شد و یکی از دوستانمان به نام آقای سید علی غمامی در تبیین این مقهوم قرآنی تلاش های زیادی کرده است.
مفهوم دعوت از جمله مفاهیم قرآنی است که تمام مبانی آن و متعلقات آن در قرآن بیان شده است. یعنی هم به نوعی اشاره به مباحث حوزه ارتباطات است و مفهومی است که در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار می گیرد و همچنین نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان می دهد و هم برتر و بالاتر از همه این که مفهومی بومی و قرآنی است. بنابراین تمام ویژگی های مد نظر ما را داشت.
معنا و مفهوم دعوت نیز بحث مفصلی می طلبد که می توانید به سخنرانی دوست عزیزمان آقای غمامی در هفته دعوت مراجعه کنید.
3- هدف از برگزاری هفتۀ دعوت چه بود؟ و از طرح دعوت چه دستاوردهایی را انتظار داشتید؟
هدف گذاری های چندگانه ای داشتیم. که می توان آن ها را در دو دسته خلاصه کرد. نخستین دسته از اهدافمان مربوط به وضعیت دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق می شد. چهار سال تحصیل در این رشته و ارتباطات گسترده با ورودی های مختلف دانشجویان این رشته در دانشگاه ما را به جمع بندی های خوبی نسبت به نقاط ضعف رشته و نیز آسیب شناسی وضعیت علمی دانشجویان (از جمله خودمان) رسانده بود.
همانطور که می دانید رشته ی ما رشته ای کاملاً جدید و با پیشینه کمی است. پس از تلاش ارزشمندی که اساتیدمان در دانشکده در راه اندازی این رشته در دانشگاه داشتند هیچ اقدام قابل توجه دیگری برای شناسایی نقاط ضعف ها و رفع آن ها صورت نگرفته بود. ما معتقد بودیم که بعد از 5 دوره پذیرش دانشجو اکنون نیاز یه نوعی بازنگری در دروس و برنامه های این رشته بود.
بررسی برنامه درسی این رشته و نیز وضعیت دانشجویان به روشنی نشان می داد که مجموعه مباحثی بسیار مهم وجود دارد که بنابه دلایلی دانشجویان این رشته هیچ وقت با آن ها مواجه نمی شوند یا آن طور که باید به آنها نمی پردازند. بنابراین ما تلاش داشتیم در هفته دعوت نوعی مدخل و ورودی برای این مباحث فراهم بکنیم تا در برنامه های بعدی خود بتوانیم به طور تفصیلی به آن ها بپردازیم.
نکته دیگر در مورد دانشجویان ایجاد انگیزه و فراهم ساختن فرصت هایی برای انجام پژوهش های تیمی، معرفی حوزه هایی برای پژوهش و اندیشیدن بود. با توجه به جدید بودن رشته دانشجویان در عمل و در حوزه پژوهش با مشکلاتی بسیار جدی مواجه بودند و شور و نشاط علمی لازم برای پژوهش را نداشتند. طبیعی است که برگزاری یک دوره علمی و پژوهشی مخصوصاً اگر توآم با ابتکاراتی چون جلسات شبانه و غیر رسمی باشد در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد.
دسته دیگر اهدافمان مربوط به پیشبرد حوزه دانشی فرهنگ و ارتباطات و به خصوص با رویکردی اسلامی بود. در این زمینه تأکید اولیه ما بر مباحث مبانی بود که به اعتقاد ما دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و بسیار مغفول واقع شده است.
تلاش داشتیم تا در برگزاری هفته دعوت با توجه به محدودیت های بسیار زیادی که با آن مواجه بودیم مجموعه ای از اهداف فوق را مد نظر داشته باشیم.
برگزاری چنین برنامه ای می تواند دستاوردهای بسیار درخشانی داشته باشد. به گونه ای که هم دانشجویان این رشته یک گام به جلو خواهند رفت و هم مباحث نظری این حوزه.
4- به نظر شما مباحثی که در این هفته مطرح گردید، چه تأثیری می تواند بر روند آموزش و پژوهش ارتباطات در ایران داشته باشد؟
هفته ی دعوت در واقع دعوت به خوب فهمیدن ارتباطات و تلاش برای تولید علم بومی ارتباطات است. البته هفته دعوت تنها یک حلقه از مجموعه برنامه هایی است که مد نظر برگزار کنندگان می باشد.
همانگونه که مطرح گردید یک دسته از اهدافمان مربوط به حوزه مباحث نظری فرهنگ و ارتباطات بود که در این زمینه دستاوردهای بسیار مهم و راهگشایی داشتیم.
هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون فهم آن ها نظریه پردازی در آن علم صورت نمی گیرد و این مشکل اساسی ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتی و مباحث اینچنینی خلاصه می شود اما حوزه هایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما سازگارتر است. یکی از این مباحث "فلسفه ارتباطات" است که در معنای دقیق کلمه در ایران وجود ندارد. این حوزه حتی در خود آمریکا نیز جدید بوده و بیش از 15 سال سابقه ندارد و به اعتقاد بنده جزو حوزه هایی است که ما می توانیم در آن مرجعیت علمی داشته باشیم. خود حوزه فرهنگ و ارتباطات به صورت کلی نیز در ایران مغفول است. حتی در دانشکده ما نیز کار علمی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. مثال دیگر موضوع "روش شناسی فرهنگ و ارتباطات" است که کاملاً بحث جدیدی است. اگر یک بررسی اجمالی فرمایید تأیید خواهید کرد که در مورد "روش شناسی مطالعات میان رشته ای" کار درخوری صورت نگرفته است. سایر مباحث نیز عمدتاً جزو مباحثی بود که در ایران بسیار کم به آن ها پرداخته شده است. این در حالی است که این موضوعات دارای اهمیتی بسیار زیاد می باشد.
ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم تا در یک حرکت علمی منسجم به این جنس مباحث بپردازیم و از این حیث هفته دعوت را می توان نخستین تلاش علمی منسجم در زمینه تبیین مبانی فرهنگ و ارتباطات دانست. بسیاری از مباحث ما حتی در سطح جهانی نیز بحث هایی نو و مفید بود و به اعتقاد بنده هفته دعوت به خصوص اگر استمرا یابد می تواند نوعی نگاه جدید به ارتباطات را تبیین نماید که نه تنها موجب تحول این علم در ایران می گردد بلکه در سطح جهانی نیز می تواند مکتب جدیدی در ارتباطات را شکل دهد.
5- نقش هفتۀ دعوت و به طور کلی هفته های دعوت در بومی سازیِ علوم ارتباطات، رسانه ها و فرهنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟
متأسفانه موضوع بومی سازی در ایران هیچ وقت جدی گرفته نشده است و تلاش ها برای بومی سازی همیشه با تمسخر و تحقیر همراه بوده است و نمی توان نشانه های بدی که این واقعیت از وضعیت کلی اساتید و دانشجویان ارتباطات نشان می دهد را منکر شد. اما در عین حال تلاش ها برای بومی سازی نیز مشکلاتی داشته است که در این امر بی تأثیر نبوده است.
اما جالب است بدانید که موضوع بومی سازی در خارج از ایران کاملاً حل شده است. مقالات بسیار زیادی در مورد ماهیت اروپایی-آمریکایی ارتباطات نوشته شده است و تلاش های ارزشمندی در مورد شکل دهی منظر آسیایی و شرقی به ارتباطات انجام یافته است. اخیراً ویژه نامه ای را مطالعه می کردم که مرکز مطالعات رسانه های چین آن را منتشر کرده بود و به موضوع رویکرد آسیایی در ارتباطات پرداخته بود. اساساً اگر ما از منظری جهانی به ارتباطات نگاه کنیم می بینیم که ارتباطات حوزه های بسیار مختلف و گسترده ای را شامل می شود که در کشورهای مختلف بنا به نیازها و بوم خاصی که علم در آن واقع شده است به جنبه های خاصی از آن پرداخته شده است و هر کشور علوم ارتباطات خاص خودش را دارد. البته اشتراک هایی نیز با هم دارند. بنابراین حتی اگر ما دغدغه اسلامی نیز نداشته باشیم با ملاحظه مباحث فرهنگی نیز باید بگوییم که ما به ارتباطات ایرانی نیاز داریم و هیچ راه گریزی از آن نیست.
در چنین فضایی ما با مشکلات زیادی برای بومی سازی علم ارتباطات در ایران مواجه ایم.خودباختگی و غرب زدگی آشکاری بر پیکره جامعه علمی ما حاکم است و ما افراد معدودی داریم که به طرح مباحث بومی در ارتباطات آن هم به شکل علمی پرداخته اند و ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم از تمام افرادی که در این زمینه فعالیت داشته اند دعوت به عمل آوریم. هفته دعوت در زمینه سازی برای ورود به این مباحث و همچنین تشویق دانشجویان برای پرداختن به این موضوعات بسیار موثر بوده است. البته کار اصلی در این زمینه بر عهده برنامه های بعدی ما خواهد بود.
نکته دیگری که در مورد موضوع بومی سازی بسیار دارای اهمیت است، جایگاه مباحث بنیادین هر حوزه دانشی است. اگر ما می خواهیم ارتباطات را بومی کنیم، نخست باید خود ارتباطات را خوب بفهمیم و برای فهم ارتباطات، مبانی و فلسفه ارتباطات دارای اولویت اول می باشد که همانگونه که مطرح شد تأکید اولیه هفته دعوت بوده است
6- آیا نخستین هفتۀ دعوت توانست به تمام اهداف و برنامه هایش دست یابد؟
همانگونه که مطرح گردید ما با محدودیت های بسیاری مواجه بودیم. همین محدودیت ها باعث گردید که نتوانیم به تمام اهدافمان برسیم. اما علیرغم این محدودیت ها هفته دعوت در کلاس و سطح بسیار بالایی برگزار شد. به گونه ای که ما هم حضور اساتید برجسته فرهنگ و ارتباطات ایران را داشتیم و هم استقبال گرم دانشجویان رشته. به طور کلی می توان اینگونه جمع بندی کرد که با عنایات خداوند متعال و با توجه به نیت خالصانه ای که برگزارکنندگان دوره داشتند، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که خودمان یشبینی می کردیم.
یکی از این محدودیت ها دانشجو بودن ما بود. همانگونه که مطرح گردید این دوره تماماً توسط دانشجویان طراحی و برگزاری گردید اما ما با توجه به ارتباطاتی که با اساتید برقرار کرده بودیم و نیز با توجه به اعتمادی که معاونت پژوهشی و بسیج دانشجویی به ما داشت توانستیم بر این محدودیت غلبه کنیم. جالب است بدانید که در ایام برگزاری هفته دعوت برنامه های مشابهی نیز در دانشکده های مدیریت و اقتصاد دانشگاه نیز برگزار می شد که با بودجه هایی بسیار بالاتر و توسط اساتید دانشکده های فوق برگزار می شد. یعنی مشابه برنامه ما را خود دانشکده ها آن هم با بودجه هایی بسیار بالاتر برگزار می کرد. جالب تر این که یک تیم ارزیابی مجرب توسط بسیج دانشجویی که در هر سه مورد از برنامه ها مشارکت داشت به صورت روزانه برنامه های ما را مورد ارزیابی قرار می دادند و به اعتقاد آن ها برنامه ما در میان سه برنامه موفق ترین برنامه بود. طراحی چندگانه اهداف و اجرای مشارکتی برنامه جزو ابتکاراتی بود که منجر به موفقیت برنامه ما گردید.
هیچ کس از یک جمع دانشجویی انتظار برگزاری چنین دوره ای آن هم در این سطح و این ابعاد را نداشت اما فقط و فقط با توکل بر خدا توانستیم این طرح را برگزار کنیم.
بررسی دقیق دستاوردهای هفته دعوت در گزارش تفصیلی خواهد آمد اما اجمالاً این که ما در هر دو حوزه اهدفمان موفق بوده ایم. درحوزه اول، استقبال دانشجویان رشته از این مباحث، برگزاری موفق جلسات شبانه و مباحثی که در حاشیه سخنرانی ها و جلسات مطرح می گردید پاسخ هایی برای برخی سوالات آن ها فراهم کرده و ایده هایی برای پژوهش و مطالعه و انگیزه ای قوی برای حرکت در آن ها به وجود آورده بود. به گونه ای که تا حدود یک ماه بعد از برگزاری هفته دعوت، تنها دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات بودند که در اقامتگاه تابستانی بودند و به مطالعه و پژوهش مشغول بودند.
در حوزه مباحث نظری نیز دستاوردهای قابل توجهی داشتیم. و در این زمینه سخنرانی پروفسور مولانا، دکتر محسنیان راد و دکتر پاکتچی بسیار شاخص بودند.
7- در آسیب شناسیِ هفتۀ دعوت، چه مؤلفه هایی را مانع تحقق اهداف طرح شناسایی کرده اید؟
محدودیتهایی وجود داشت که توانستیم برآن غلبه کنیم اما مولفه هایی وجود دارد که در تحقق اهداف درازمدت ما را بامشکل مواجه سازد
متأسفانه در دانشگاه های ما شور و نشاط علمی لازم وجود ندارد. هر چند وضعیت ما به عنوان دانشگاه امام صادق در این زمینه خیلی بهتر است اما باز هم حرکت علمی قابل توجهی دیده نمی شود. مباحثی که ما به آن ها پرداختیم می توانست 4 سال پیش نیز مطرح شود. در واقع به اعتقاد بنده ما در هر ماه باید یک حرکت علمی مانند هفته دعوت داشته باشیم اما اینگونه نیست.
با توجه به محدودیت ها و مشکلات بسیار زیادی که در زمینه تولید علم در ایران با آنها مواجه هستیم، حرکت در مسیر تولید علم نوعی حرکت جهادی می طلبد. حرکت جهادی یک مفهوم خاصی است که چند سالی است در دانشگاه ما و برخی دیگر از دانشگاه ها برای رفع محرومیت از مناطق محروم کشور شروع شده است. این حرکت ها دارای چند ویژگی است که آن ها را بسیار ممتاز می سازد. در این حرکت ها دانشجویان برای خدا کار می کنند و کسی به آن ها بابت کاری که می کنند حق الزحمه نمی دهد. آن ها صبح تا سب تمام توان خود را به کار می گیرند تا محرومیت را بزدایند. در عرصه علمی نیز باید چنین فضایی حاکم باشد.
هر چند دانشجویان و اساتید نیز از جهتی ذیحق هستند اما واقعیت موجود این است که دروس خیلی جدی گرفته نمی شود. سطح علمی دروس خیلی پایین است. منابع بسیار قدیمی و ضعیف هستند. اساتید بسیار سرشان شلوغ است و عملاً فرصت نمی کنند به فعالیت های علمی جدی بپردازند. معدود فعالیت های علمی نیز که انجام می پذیرد عمدتاً دور چند موضوع تکراری می چرخد و عمق لازم را ندارد.
8- آیا هفته های دعوت دیگری نیز در راه هست؟
با توجه به فضایی که بعد از برگزاری هفته دعوت حاکم شده است، پتانسیل بسیار بالایی برای اجرای برنامه های مشابه وجود دارد. هفته دعوت تنا یک مدخل و ورودی بود و بنای برگزارکنندگان بر استمرار این حرکت علمی می باشد. در برنامه های بعدی بیشتر تلاش داریم تا بر یک موضوع علمی خاص متمرکز شویم و بتوانیم با همفکری اساتید و کمک دانشجویان گام دیگری در این مسیر برداریم.
هم اکنون ایده هایی مطرح گردیده است که در حال بررسی آن ها هستیم. از جمله پیشنهادات برگزاری همایشی با عنوان "مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات" و همایش دیگری در رابطه با "فلسفه ارتباطات" می باشد. در کنار این همایش ها، فعالیت ها و طرح های پژوهشی دانشجویان در حوزه هایی کاملاً نو و بنیادین با قوت تمام در حال انجام است. برگزاری دوره های آموزشی در موضوعات فوق الذکر و نیز برگزاری "کرسی نظریه پردازی فرهنگ و ارتباطات اسلامی" جزو برنامه های آتی ما می باشد.
9- آیا در اجرای طرحهای بعدی، مشارکت با دیگر مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی پیش بینی شده است؟
حتماً همینگونه است. ما در تلاشیم که از حداکثر توان موجود بهره بگیریم و قوی ترین کارهای ممکن را ارائه دهیم. محتوای تولید شده در هفته دعوت می تواند برای بسیاری از مراکز پژوهشی و آموزشی قابل توجه و مهم باشد.
هر چند مراکز محدودی هستند که به موضوعات اینچنینی علاقمندند اما با این حال علاقه و گرایش ما به همکاری و همفکری است
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
یک انتقاد و عذرخواهی رئیس سابق ICA از جامعه ارتباطات ایران
به مناسبت برگزاری هفته دعوت یکی از مقالات آقای کریگ را ترجمه کردم
. انتقاد کوتاهی از این مقاله کردم و برای نویسنده آن فرستادم. نویسنده با روی گشاده این انتقاد را پذیرفته و قول داد تا در فرصت های بعدی آن را جبران کند. یاد بگیریم اخلاق برخورد با انتقاد را! بخوانید اصل ماجرا را:با تلاش دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، نخستین دوره علمی پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات با حضور اساتید و صاحب نظران برجسته مرداد ماه امسال در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد. این دوره دستاوردهای نظری و پژوهشی بسیار مهم و ارزشمنی داشته است که در یک گزارش تفصیلی به آن خواهم پرداخت. اما الغرض این که برای یکی از جلسات هفته دعوت نیاز بود تا یکی از مقالات کریگ را ترجمه کنم.
عنوان این مقاله " Communication As a Field and Discipline" می باشد که در دائره المعارف بین المللی ارتباطات چاپ شده بود. در این مقاله پس از مقدمه کوتاهی پیرامون شکل گیری رشته ارتباطات، آموزش و پژوهش رشته ارتباطات در سطح جهانی مورد بررسی قرار گرفته بود و در نهایت انجمن های بین المللی ارتباطات مورد بررسی قرار گرفته بود. مقاله فوق ترجمه گردید و در اختیار شرکت کنندگان هفته دعوت قرار گرفت اما این مقاله فعلاً منتشر نشده است.
این مقاله مقاله ای بسیار مفید بود اما از منظر من ایرادی به آن وارد بود. در این مقاله که مدعی بود وضعیت رشته ارتباطات را در سطح جهانی مورد بررسی قرار می دهد، هیچ نامی از ایران برده نشده بود. این مسأله از یک جهت کم کاری ما را نشان می دهد اما در هر حال این انتقاد وارد است که چرا در جایی که نام کشورهای آفریقایی برده شده است، هیچ نامی از ایران آورده نشده است.
بنابراین در قسمتی از ترجمه مقاله انتقادی را به صورت زیر مطرح کردم:
متأسفانه نگارنده هیچ اشاره ای به وجود رشته ارتباطات در ایران نکرده است. هم اکنون چندین دانشگاه در ایران برنامه های آموزشی ارتباطات در سطوح و گرایشات مختلف را ارائه می دهند و نیز برنامه ها و طرح های پژوهشی گسترده ای نیز در این زمینه انجام می گیرد. ضمن این که عدم ذکر نام ایران از سویی می تواند سوگیرانه باشد، از سویدیگر این امر تلاش بسیار محققان، اساتید و نظریه پردازان داخلی را می طلبد که در معرفی وضعیت رشته ارتباطات در ایران در سطح بین المللی تلاش بیشتری نمایند.
در ادامه برای پیگیری انتقاد فوق دو کار را انجام دادم. نخست این که انتقاد فوق را برای آقای کریگ فرستادم. ابتدا تحلیلی از مقاله وی و بعد طرح انتقاد خودم. فرصتی برای بررسی و ترجمه دقیق و سلیس نبود، بنابراین بلافاصله پشت کامپیوتر عبارات زیر را تایپ کردم(بنابراین روشن است که ممکن است دارای غلط هایی باشد):
It is very useful for any students in the broad field of communication. Again the main question is:
"Is communication actually (despite its apparent fragmentation), or at least potentially, the object of a distinct intellectual discipline in its own right?"
Of course now Communication so distinctive because it is so general. This state is not suitable state for an academic field.
However, I want to criticize the article. I believe that thinking critically is some thing vital for any student.
Under one of the titles (I mean "Communication Research and Education Around the Globe") you have explored the status of the field in the globe. In regarding to some aspects, your survey is complete and include countries of The Americas, Europe and Russia, Africa and the Middle East and Asia and the Pacific. It is very good. But it is very surprising for me that there isn’t any name of Iran in this article. I refer to map and found that Iran is in the globe and in the middle east. Then refer to Iran universities and found that about 10 universities in Iran have the field. The history of the field in Some of them is near 50 years. So if the title is "Communication Research and Education" with emphasizing on the term of "globe" I should find the name of Iran in the Article.
You mention the name of Arab countries, India , Pakistan even some African countries but…!
However as I said, about 10 universities in Iran have the field. Some Iranian scholars like Mowlana, Yahya Kamalipour,Majid Tehranian,Mehdi semati in the US are relatively famous in communication. Iranian scholars contributes is local and international associations especially AIMCR. In Iran especially our university we work on some new and fundamental subjects like "philosophy of communication" and "Culture and communication" in addition to practical subjects and it is rare in the globe. There are so many research centers about communication and media in Iran and …. So I think that mentioning the name of Iran in the Article is not something inappropriate.
مدتی منتظر ماندم تا آقای کریگ جواب دهد. اما پاسخ به این انتقاد خیلی طولانی شد و مجبور شدم با موبایل آقای کریگ تماس بگیرم. ساعت 11 شب بود که زنگ زدم که در آمرکا می شد حدودهای عصر. بر عکس آن چیزی که فکر می کنید مکالمه تلفنی با آمریکا خیلی گران نمی شود. با خط ایرانسل می شود دقیقه ای 200 تومان. ضمناً این که شماره اکثر استادهای برجسته ارتباطات را در اینترنت پیدا کرده و با آن ها صحبت کنید. در واقع باید بگویم که صحبت با اساتید خارجی در این موارد راحت تر از اساتید ایرانی است. اولاً این که شماره آن ها خیلی راحت گیر می آید (برعکس استادهای ایرانی). ثانیاً وقتی به آن ها زنگ می زنی بازی در نمی آورند که جواب ندهند و با روی گشاده جواب شما را می دهند.
کریگ من را شناخت و گفت که این ایام خیلی سرم شلوغ است و به صورت شفاهی توضیحاتی داد و قول داد که به زودی طی ایمیلی توضیحاتی در این زمینه ارائه خواهد کرد. و در نهایت طی ایمیلی از نبود نام ایران در این مقاله عذر خواهی کرد و باقی قضایا که خودتان بخوانید:
I am truly embarrassed that it does not mention Iran at all! Your criticism is completely valid. The section on communication studies around the globe in my article summarizes the contents of a series of other articles in the International Encyclopedia of Communication. As editor for that encyclopedia area, I commissioned those articles based in part on suggestions I received from various other scholars. Unfortunately, as I mentioned in our phone call, I was completely unaware of university programs in Iran, and no one who I consulted suggested such an article. I am sorry for this oversight. As the online version of the Encyclopedia will be updated during the next few years, I will propose an article on Iran to be added, and will revise my overview article to include it. Now that I have been alerted to this problem, I see that Turkey, another important country with several university programs in communication, was also completely omitted. I wonder if there may also be some universities in the region of Central Asia that should be mentioned.
خوب کار دومی نیز انجام دادیم. در هفته دعوت یک سخنرانی ترتیب دادیم با این عنوان "رشته ارتباطات در ایران" که توسط دکتر محسنیان راد ارائه گردید. در این سخنرانی آقای دکترمحسنیان راد در این سخنرانی مهم و ارزشمند به بررسی ورود رشته ارتباطات به ایران و آسیب شناسی آن پرداختند. این سخنرانی نیز در حال ویرایش است و به زودی منتشر خواهد شد. بنابراین ما به لحاظ ایجابی نیز دستمان پر است. یعنی یک گزارش اولیه از وضعیت رشته ارتباطات در ایران دستمان هست.

